ابو القاسم راز شيرازى
497
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
« عدىّ بن حاتم » « 28 » را ، داخل فرمود او را در خانه ، و وساده « 29 » به زير پاى او افكند به دست مبارك خود . ديگر : در حال دخول در خانهء برادران دينى ، امين باشد . ديگر آنكه امين باشد در مجالس خلق و افشا ننمايد كلام ايشان را كه : « المجالس بالامانة » « 30 » . ديگر : نجوى و سرگوشى نگويند در مجالس كه باعث غم و كره « 31 » ديگران است . ديگر : در بين تكلّم كردن برادران ، تكلّم نكنند كه گويا وجه او را مىخراشند . و ديگر : اگر شرافت نجويد در مجالس ، حقّ تعالى و ملائكه طلب رحمت مىكنند بر او تا آنكه برخيزد ؛ و حضرت رسول ( ص ) هر وقت داخل مىشد مجلسى را در ما بين مجلس مىنشستند ؛ و حضرت رسول به سه قسم جلوس مىفرموده ؛ اوّل : به طريق قرفصى كه دو ساق پاها را راست مىداشتند و دو دست را پيش روى ساق مىگرفتند و دو دستها را بر روى دو ذراع محكم مىفرمود ، دوّم : مىنشستند بر دو زانو ، سيم : يك پا را جمع مىفرمود ، و باز مىكرد پاى ديگر را بر آن ، و مربّع نمىنشست آن حضرت هرگز ؛ و بهتر در جلوس روبهقبله بودن است . و حكم بازار مسلمين حكم مسجد است ؛ هركس سبقت گرفت به مكانى در آن روز ، احقّ است به آن مكان . و ديگر : فاصله گذاردن در جلوس است در فصل تابستان . ديگر : مزاح كردن و ضحك است به طريقى كه
--> ( 28 ) - فرزند « حاتم طائى » سخاوتمند معروف عرب ؛ چنان كه « محدّث قمى » در « تحفة الاحباب » آورده است به سال دهم هجرى به خدمت حضرت رسول ( ص ) شتافت و اسلام آورد او نيز بمانند پدرش مردى سخاوتمند بود . پس از رحلت رسول خدا ملازم آستان مقدّس امير مؤمنان على عليه السّلام بود ، در جنگهاى « جمل » و « صفّين » و « نهروان » شركت جست ، در جنگ « جمل » به يكچشم او آسيب رسيد و نابينا شد و به سال 67 در كوفه وفات نمود . ( 29 ) - مسند ، بالش ( 30 ) - مجلسها به امانت است : يعنى افشاء مطالبى كه در مجالس مورد گفتگو واقع مىشود اگر چنانچه اهل مجلس راضى نباشند جائز نيست . ( 31 ) - ناخوشنودى